بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
285
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
اگر سوراخى در ان باشد و درد از كرم و جمع مواد در ان محل باشد هيچ بهتر از تيزاب تيز مدبر زدن نيست و طريق آن آنست بگيرند چوبى سر كج برين هيئت ) سه ( و بر سر كج آن اندك پنبه بپيچند چنانچه قوى بودن با آن مقدارى بود كه در ان سوراخ بگنجد انگاه پنبه آن را به تيزاب برساند و مريض را به پشت باز خوابانند و دهن او را در روشنى باز كنند و آن سر چوب و پنبه را بجوف آن خرده شده برسانند نيك و بردارند در ساعت تسكين يابد و احتياط بايد كردن تا تيزاب به گوشت دندان نهرسد و گاه باشد كه قطرهء تيزاب به آن پنبه برداشته بر سر دندان دردكننده كه درست باشد نهند و ساعتى بدارند كه در ان نفوذ كند مادهء آن را تحليل دهد و درد تسكين گيرد و درين باب تيزاب اينست ليكن اكثر آن بود كه بعد از ان دندان ريخته شود و بآهستگى و دندان كرم خورده را اگر سر جوال « 1 » دوزى تافته در سوراخ آن نهند تا داغ شود نافع آيد امّا بايد كه ماشوره « 2 » نهند و سر آن را بر دندان گرد سوراخ محكم كنند تا سر جوالدوز بجاى ديگر نرسد و اگر اين علاجها را مانعى باشد و ماده در بيخ دندان و لثه و امتلاى و رطوبتى غالب در بدن باشد و يا نزله « 3 » حركت كرده باشد جهت ماده كرم فصد قيفال و يا فصد چهار رگ بايد كردن يا بر شيب زنخ بر محاذى آن حجامت كردن و علق بر محل درد افكندن و ملينى خنك خوردن و بعد از آن طبيخ خارخسك و عنب الثعلب نيمگرم پيوسته در دهن گرفتن و بعد لحظه ريختن و حب الشفا بزرگ بعد طعام خنك به كار داشتن تا از درد اگر غالب باشد لختى بى خبر سازد و اگر نزله باشد جند كنند و اگر بمخدرى طلا كردن جهت دفع ثاقب حاجت آيد نيم نخودى افيون در لته كرده بران دندان گرفتن و چون لعاب غالب شود ريختن مناسب بود و اگر در روغن گل گرم حل كرده پنبه بدان تر كنند و بر دندان نهند هم نيكو بود و گاهى افيون سوده بر روى از بيرون آن طلا كردن هم نافع آيد و گرفتن بذر البنج سوده و اشباه آن از مخدرات قويه هم مفيد آيد و جهت مادهء سرد مسهل خوردن و غذاهاى گرم به كار داشتن و بطبيخ شبت و بابونه و زنجبيل نيك گرم كرده مضمضه كردن و در دهن داشتن از آن جانب و از بيرون زنجبيل را همچو مرهم پخته طلا كردن و از آن جانب را گرم نگاهداشتن و بكاورس و نمك تكميد كردن و روغن گرم فاتر ساخته در گوش چكانيدن از جانب درد و حافظ الصحة مقدار مخدر خوردن و باديان با شبت سوده
--> ( 1 ) يعنى سوجا ( 2 ) . لوله ريسمان كه بهندى آن را پنديا گويند از غياث 12 ( 3 ) يعنى ماده ريزنده